گل مامان این دومین بهاری هستش که خداوند مهربون شمارو به ما داده و من و مامان کرده دیگه چیزی تا تولد یک سالگیت نمونده و منم یاد آخرین روزایی هستم که شما توی دلم بودی . وای که چه حال عجیبی بود. خدارو شکر برای همه نعمت های خوبش و خدارو شکر برای شما عشق من. امروز داشتم فیلم به دنیا اومدنتو می دیدم و شما هم داشتی بازی می کردی کلی یاد اون روز و حال و هوای اون روز افتادم. می دونی وقتی که آدم مامان می شه کلی زندگیش فرق می کنه . آخه به نظر من همه آدمای دنیا با یک امیدواری زندنگی می کنن که اون امیدواری براشون هدف می شه و اون هدف تلاشو به دنبال می یاره و در آخر نتیجه اونارو شاد و خوشبخت می کنه و تو هم هدف و امیدواری و خوشبختی آینده من و بابایی هستی عزی...